محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

528

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نبودى اگر عشق آن دلربا * ز كشتن كجا بردى او جان ، كجا ؟ مبادا دلى خالى از سوز عشق * كه روزى نباشد به از روز عشق ذكر بعضى از وقايع روزگار و حوادث ليل و نهار على سبيل الايجاز و الاختصار درين سال از بقيهء آثار و احكام قران نحسين كه در مثلثهء آبى وقوع يافت ، وقايع غريب و حوادث عجيبه بظهور رسيد و خرابى بسيار و نقصان بيشمار در [ 289 ] بعضى از بلاد و ممالك ايران واقع گرديد چنان كه خامهء شكسته زبان به بيان شمه‌اى از آن توجه مينمايد . اولا از ولايت آذربايجان در بلوك سراب ، كه عمدهء بلوكات معمورهء تبريز است در ايام تابستان سنهء احدى و الف علامت « هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً » « 1 » روى نموده آنچنان زلزله شد كه منازل عالى و بناهاى گيتى فضاى آسمان نما ، تودهء خاك و كلوخ گشت به نوعى كه خانه‌ها و محله‌ها را از يكديگر امتياز نماند « 2 » و به همين اكتفا نشده بعد از دو روز بموجب كريمه « جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها » « 3 » ، باران تندى درشت قطره كه از هر قطرهء او بهر سوئى جوئى روان ميگرديد بنياد باريدن كرده دو شبانروز بر آن خاك و كلوخ باريد . پس از آن سيلى عظيم ازين باران برخاسته « 4 » بر آن كلى « 5 » جريان يافت و آن مواضع « 6 » را زمين هموارى ساخته به صفت « قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً » « 7 » موصوف گرديد . و بهيچوجه اثرى از عمارات و علامتى از آبادانى و زراعات ، در آن موضع نمانده بيابانى شد كه وصف « بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ » « 8 » برو صادق آمد و همچنين در همين تابستان در بلدهء

--> ( 1 ) - سورهء 33 آيهء 11 ( 2 ) - م : نداشت ( 3 ) - سورهء 11 آيهء 82 متن : ( و جعلنا ) به قياس قرآن كريم تصحيح شد ( 4 ) - م : برخواسته ( 5 ) - م : گل ( 6 ) - م : موضع ( 7 ) - سورهء 20 آيهء 106 و 107 م : ( لا ترفيه عوجا لا امتا ) به قياس قرآن مجيد تصحيح گرديد ( 8 ) - سورهء 14 آيهء 37